اطلاعات مطلب
19 اسفند 1388

فلسفه نوروز

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

فلسفه نوروز و شعری در این خصوص
به نام خدا
صدای پای نوروز می آید
ورقی زد بر دفتر هستی و برگه ای تازه گشوده شد و آن برگه پرشده است از منظره و حکایت عید سعید باستانی و نوروز 1389 ، و آغاز می کنیم سال جدید را به امید سلامتی و سالی خوب و خوش و پربرکت به تمامی همکاران و ایرانی های محترم
***
شد بهاران هر طـرف ، گلها صـدایت می زنند
نرگس و یاس و سمن ، اینجا صدایت می زنند
سبزه هــم با بـــودن گلـــــهای زیـبا خنـده لب
بلبلان را شادی است ، حــالا صدایت می زنند
***
باز فصل بهار آمد و گلـــها آشکار شد
از هـــرطـــرفی غنچهء زیبا هـزار شد
زیبا مرغکی روی شاخـکی نوا خواند
کـین جلــــــــــوه از آن پروردگـار شد
***
میر حمزه طاهری هریکنده ای (نوپا)


ابر تگ‌ها: فلسفه نوروز شعر شاعر محلی hamze taheri