اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1508
  • نويسنده: fsheida
  • تاريخ: 9 مرداد 1388
9 مرداد 1388

" اینگونه بودن "

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

صدایی خسته در صد واوه ی مبهم
وصدها واوه ای در سطر خیس قطره های اشک
میان خیسی هرخط دفتر . . . در تب فریاد
و چون سرخی غمبار شقایق ها
نگاهی غمزده خونین
درون سینه اش رنگ سیاهی های یک اندوه
و تکرار خطوط اشک
میان خط به خط دفتری خاموش
و اما بازهم خاموشی و اندوه
ودر صدها سوال مانده در تردید
به سرگردان سکوتی
باز پیچیدن بخود . . . در یاس نا سامان یک "بودن"
نیازی سخت درمانده
به فریادی ز قعر سینه ای همواره در خاموشی مطلق
ویک نومیدی سخت وسیاه از هرچه بودن
در میان اوج نامردی به قعر نامرادی ها
اگر حق هم چنین باشد
چنین حق دل من نیست
نه حتی حق تو در بودنی
تنها برای زنده بودن ها . . . فقط یکبار !
نه بار دیگری از روی دانش های عمری زندگی کردن . . . ( فقط یکبار ! )
ولیکن زندگانی ، زنده بودن نیست !
بسی بالاتر از این ، حق ِ بودن هاست !
و اما عشق . . .
گذار رودباری در رگ خونین قلبی پر طپش اما . . .
رسیدن تا به مردابی میان زندگانی بین آدمها !
ز دنیا حق من " اینگونه بودن "
باز هم ، حق دل من نیست . . . نه حتی تو !
خداوندی که جان بخشیده قلبی را
به هر تن در جهان خویش
تنی آزاده را روی زمین همواره می جوید
واما آدمی درحد جای خود
گرفته حق بودن را ، میان این زمینِ ِ تا ابد
درگیر ناحقی !
نه دیگر ! حق تو یا حق من "اینگونه بودن "نیست !

سروده ی : فرزانه شیدا - fsheida
دوشنبه ۲۹تیرماه ۱۳۸۸

ابر تگ‌ها: اين گونه بودن فرزانه شیدا