اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1350
  • نويسنده: fsheida
  • تاريخ: 7 مرداد 1388
7 مرداد 1388

دریای محبت

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

 
من بدریای محبت در عشق
موج در موج همه فریادم
ساحل روح مرا قسمت بود
که تو چون شن بدهی بر بادم

مانده ام با دل دریائی خویش
موج بی ساحل افتاده به باد
آه ای عشق چه گویم زغمش
از غم وهجر ونبودش فریاد

با چه امید به هر جوشش اشک
موج اشکم برود بی ساحل
در کجا سینه بگیرد آرام
در کجا ر وح بگیرد منزل؟!

بعد از این قلب منو دربدری
بعد ازاین موج سرشکم شب وروز
آه ...ای عشق دگر باره ببین
دل من باغم خود مانده به سوز!

او که بی هر سخنی راهی شد
همچو یک قایق گم کرده مسیر
دل دریائی من را طی کرد
تا که شد از منو از عشقم سیر !

شاید او با گذر از بحّر دلم
خود گم کرده ی خود پیدا کرد
لیک دریای دلِ ِ من گم شد
اوبه عشقی دل من "شیدا" کرد!

آه شـیدا ! ... توکه در سوزدلی
دیگر از درد درون باز مگو
باش خاموش و به خلوت بنشین
دیگر آرامش خود ، باز بجو

باد هم گر گذری کرد بدل
اشک غم را بدلت ٫ سیل مکن
تو که "فرزانه "ی عاقل بودی!
سوی" شیدا" ئی خود میل مکن !

تیرماه 1387 فرزانه شیدا/ fsheida

ابر تگ‌ها: فرزانه شيدا درياي محبت

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1269
  • نويسنده: fsheida
  • تاريخ: 31 تیر 1388
31 تیر 1388

عصر جدید / سروده ی فرزانه شیدا

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

در خیالی به بلندای امید....حیله ای بود وفریب
 رفتن و جستن آن نام سپید...که به چشم منو تو
 یک کبوتر شد و بر بام پرید ...شرح آزادی انسان افسوس
 در همه شهر ودیار ....از سر بستن پرهائی بود
 که ز قلب منو تو می ر وئید
دل ما زندانی ست ...بر دل عاشق ما بالی نیست
 دست ویران گر این عصرجدید ...بندها بر دل عشاق کشید
 روح آزادهء مارفت بباد....آدمی بی دل و بی عشق دریغ
 همه آن رشتهیپیوندبرید
قرن آزادی انسان افسوس...عشق را ازهمه دلها دزدید
 وبه بیگانه شدن خو کردیم!
 روح ما در خود و در خویش خزید ...و جدا بودن ما
 تا به بیگانگی مادر و فرزند رسید....و کنون آزادیم
 آه ...آری...آزاد...
 تا در این قرن تمدن همگی ..یکه باشیم وغریب
 و هر آن دل که پری باز نمود یا... که در عشق طپید قفسی بیش ندید
بی خبر زآنکه رهائی به دلی ست...که غم خویش نداشت
  غرقه در خویش نبود
  ...از من خویش رهید...
 و به آن گلشن پیوند ز عشقهمچو خورشید دمید
 وبه سحرگاه محبت تابید
سبزی عاطفه را رنگی داد
تا به همراه دل عاشق ما .... به همان گرمی دیروز رسید
 به همان شعله ی عشق ...و به آن پیوندی ، که به آئین وجود
 معنی بودن داد ....و دگر باره به عشق
گرمی و لذت هستی بخشید
 
 
فرزانه شیدا
 

ابر تگ‌ها: عصر جديد فرزانه شيدا

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1126
  • نويسنده: fsheida
  • تاريخ: 30 تیر 1388
30 تیر 1388

در پی خویش سروده ی فرزانه شیدا(شعر)

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

کوهساري سنگي در غروبي غمناک
منم اينجا تنها
ملتهب از فرياد
آمدم تا که در اين خلوت سرد
بر سکوت دل خود چيره شوم
آمدم تا که به فرياد بلند
بانک تکرار مراداد زنم
من در اين پيچ و خم سنگي کوه
رو به هرسوي غريب
ناشکيبا از درد
در پي خويش فراوان گشتم
و به نوميدي و ياس
چشمه را آينه خود کردم
ليک آخر ز چه رو
در پي اينهمه فرياد وفغان
گشتني دور خود اندر دل کوه
گر يه اي ملتهب از جوشش درد
همچنان غمگينم همچنان آشفته
و ز بودن خالي
اثري از منه من نيست چرا
در پي چيست که ميگردم من
کوله بارم خاليست از اميدي که مرا راه برد

و من اما مغموم بي هدف سرگردان
همچنان در راهم
و به شب نزديکم
ليک اين خاکي کوه
اينهمه سردي و دل سنگي او
رنگ خاکستري چهره ی او
سبزي بودن را
از دل پر طپشم مي دزدد
و سکوتش گوئي بر فغان دل من ميخندد
از منه من اثري نيست ولي
در من اما طپشی بيهوده ست
در تلاشي مغموم
رفتن و جستن خويش
و من آخر ز چه رو همچنان در راهم
با کدامين شوقي راه شب مي پويم
کوله بارم خاليست از اميدي که مرا راه برد

ف.شيدا 1374

ابر تگ‌ها: در پي خويش فرزانه شيدا

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1774
  • نويسنده: fsheida
  • تاريخ: 26 تیر 1388
26 تیر 1388

سخنان ماندگار به قلم فرزانه شیدا

دسته بندی: ⥀ سخن بزرگان

پیشگفتاری از فرزانه شیدا نویسنده کتاب :
افتخار پیدا کردم که در باب اُرد بزرگ مطالبی از دیدگاه خود را بیان دارم با ذکر سخنان ازاین مرد بزرگ تاریخ.
-------
زندگی همواره چرخش گردانه ایست به نام چرخهء زندگی و انسان در گذر عمر تجارب بسیار می آموزد .
واما در این میان، بهره برداری و نقل حدیث از سخنن بزرگان و مشاهیر در ایران همواره وجود داشته و بسیاری
از ریش سفیدان جامعه نیز در حین کسب تجارب شخصی ، از این تمثیل ها , اشعار , سخنان آنان نیز
بهره جسته و برای زندگی بهتر از آن استفاده کرده اند .
این پند و اندرزها سینه به سینه تا بامروز نقل گردیده
و بسیاری نیز به تجربه دوباره آن رسیده اند و خود بر آن افزوده اند .
آنچه منتخب من از سخنان اُرد بزرگ بوده است در نتیجه تجارب شخصیم می باشد
و خود نیز سروده ام:
زندگی یه کوره راهه که باید ازش گذر کرد
واسه یه لحظه خنده عمری رو باید هدر کرد
توی کوره راه هستی پیچ وخم یکی دوتا نیست
دل بیچاره رو باید آشنا با صد خطر کرد!!
(فرزانه شیدا)

و به تجربه ثابت گردیده که آدمی نیازمند یادگیری وبهره گیری از اینگونه اندرزهاست، صرفنظر از
تجاربی که در طی دوران زندگی بدست می آید
از این رو امید است برگزیده های زیر در هدفمندی زندگی یکایک ما نقشی را دارا باشند که موجب
کمال و پیشرفت ما گردد .
هر انسانی دارای اعتقاداتی نیز هست که شاید بعد از او فرزندانش نقش بازگویی آن را برای آیندگان
برعهده بگیرند برای مثال من معتقدم
*هرگز یک اشتباه را دوبار تکرار نکن *
بدین معنی که در زندگی از یک مکان ، یک شخص و ... به تجربه دریافتی که درخواستت بی جواب
خواهد بود دوباره آنرا تکرار نکن راه دیگری بیاندیش و تجربه دیگری را آزمایش کن .
*خود را دوست بدار چون آنکس که خود را دوست می دارد در پیشرفت و ترقی خود می کوشد
دیگران را نیز دوست خواهد داشت و در یاری به دیگران دریغ نخواهد کرد .
*امروز زندگی را زندگی کن , مرگ روزی خود خواهد آمد اما شاید فردا دیر باشد و متنی در زبان نرووی
موجود است
denne tiden, denne sørgen
که گویای همین موضوع میباشد:
*بدین معنی که در وقت غم ، غصه آن را بخور و چاره را آنزمان بیاندیش که غمی می آید ،
یا پیش از آنکه غمی بیاید در اندوه وترس ونگرانی بیهوده فرو نرو واز امروز خود استفاده کن*
و بسیار شنیده ایم که می گویند عاقل غم نمی خورد .
من معتقدم
*تجارب گذشته را امروز توشه خود کن تا آینده خویش را بسازی وهرگز در گذشته ای که از دست رفته است زندگی
مکن و نگران آینده ای که از چگونگی آن مطلع نیستی مباش و امروز ِ خود را هدر مکن، چرا که هرروز تو
سازنده فردای تو خواهدبود *!
و عاقل کسی است که از زمان حال خویش، بهترین بهره را برده و آینده خویش را می سازد .
از این روست که می گویند : عاقل غم نمی خورد چرا که عاقل فرصتهای زندگی خویش را بادر گوشه ای نشستن و به غم
سر کردن سپری نمی کند و همواره در تلاش ساختن آینده خویش در امروز خود میباشد .
*بزرگان همواره همچنین می گویند : هرگز از شنیدن یک ( نه ) ناامید نشو
چراکه در زندگی آدمی بارها وبارها با موانعی روبرو می شود واگر برای مثال در یافتن کار با ( یک یا دو نه *)از چند
مدیر وکارفرما روبرو شود واز فردا در خانه بماند آنگاه تنها موقعیت پیدا کردن کار را از دست خواهد داد و اگرچنین میبایست عمل کرد
کاشفی که روزانه به صد جواب منفی برخورد میکند می بایست آزمایشات واختراعات خویش را بگوشه ای می انداخت ومیگفت :
چند بار*( نه )نمیشود ، کافی ست .!
در صورتی که او هرگز چنین نمی کند و با تلاش و امید چاره ، راههای دیگری را از نو دنبال می کند (از راهی
و دری دیگر)! وهمین موجب پیشرفت و پیدا شدن بسیاری ازاختراعات در دنیای ما بوده است.
کمااینکه ارد بزگ می گوید:
اُرد بزرگ : اگر آماده نباشیم بهترین فرصت ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست
شانس کمتری برای پیروزی خواهد داشت آمادگی یعنی بروز بودن اطلاعات و دانش بیشتر در هر ،حرفه و کاری .
همچنین اُرد بزگ می فرمایند: آدمیان بزرگ بسیار اشک می ریزند.
این بمعنای منفی بودن یا زانوی غم به بغل گرفتن و غم خوردن بیهوده نیست چراکه اگر چنین بود هیچکس در زندگی به جائی نمی رسید بلکه این به معنای آگاه بودن و بینش داشتن فرد است بر آنچه پیرامون او میگذرد .
در کل آدمی برای پیشرفت خود همواره نیازمند الگوهای بزرگ است که باید به درستی شناخته گردد والگو شوند زیرا که هرگز چیزی از فردی که در زندگی موفق نبوده است نمی شود یاد گرفت جز اینکه بیآموزیم شیوه و روش زندگی او در بی هدفی و دست کشیدن از بهتر شدن ، دلیل شکست اوست و هدفمندی و تلاش میتواند از ما انسانی موفق بیآفریند.
همانگونه که
اُرد بزرگ میفرمایند: آرمان و خواسته خود را در گفتگوهای روزانه بررسی کنید اگر در آن پیشرفتی نمی بینید نیازی بر انجام آن نیز نخواهد بود .
در مقوله زندگی بسیار می توان تمثیل و سخن را بیاری گرفت که بر اساس تجارب بزرگان وریش سفیدان جامعه نوشته یا نقل شده است

سخن را به شیرینی دل بگو
که بیهوده گفتن سزاوار نیست
بلب چون برون آوری ،اندرون
هویدا شود ؛ در درون تو ؛ چیست
به جمعی نمایان شود هر کسی
که عاقل چه کس بود ودیوانه کیست
(فرزانه شیدا)

همانگونه که اُرد بزرگ میفرمایند:
" آن که درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد باز از دیدگاه همگان بی سواد است "
همچنین
"اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار "
اگر ساکت همی ماندم به تندیت از آن آغاز
مپنداری زبانم نیست که لبهایم نکردم باز
بخود گفتم خموش ایدل سکوتت بّه ز هر پاسخ
سگی گر میگزد پایت , توهم گیری ز پایش گاز
(فرزانه شیدا)
-----------------------
اُرد بزرگ : "اگر بپذیریم همه ما آنگونه که می بینیم و در می یابیم ، می گویم و روشنگری می کنیم باید بُن زندگی را دایره ای بزرگ بدانیم که همه چیز را نیز دایره ترسیم کرده است برسان : چرخش روزها ، شکل کلی و نوع حرکت اختران و سیارها ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، جنبش اتم و ... "

دایره
وه چــــه بیــــهــــوده گـــذشــــت ...
چـــه شتــابــان امــــا...
چــه ســکوتی هــمه جا با مــن بــود
چـــه غمـــی پــای بپــایم آمــــد ...
و چـــه تنــهائی مــظلــومی بــود...
هـــمه جـا دســـت بدستــم میـداد..
وچــــه بیهــــوده گـــــذشــت ...
رفتـــم ...و رفتــن افســـرده مــــن...
از ســـیاهی غـــمی کــرد گــریــز ...
تـا به نــوری کــه به بـــاور میــدید...
شمـــع حســرت زده قلبـــم را ...
بتـــواند که فــــروزان ســـازد...
همـــه جــا آتـــش بــودـ
لیــک آن شعـــله که میـــخواست دلــم
اینــــچنیـن شعـــله نبــــود...
شـــعله ای بود که بــایـــد از عــــشق....
شمـــع این سینـــه و قلـــبم مـی شــد ...
لیـــک دیــدم آتـــش ...
در هــر آنجــــا رفتـــم ...
که فقط آتـــش ســــوزانی بـــود ...
که تنـــم را میســوخــــت...
آتـــــش بــــی مهری ...
آتــــش نامـــــردی...
آتـــش ســــــوزانی ...
لیک افروخــته در دست همین انســانها...
وه چــه بیهوده گذشت ...
گـــذر اینـــــــهمه را ه ...
تا کــــه مـــن دریابــم ...
معنی دایـــره را....معنی دایــــره را

از: ف. شیدا1384آذر

امید که این پاورقی کوچک مورد توجه علاقمندان قرار گیرد:

و حال بیشتر به سخنان اُرد بزرگ می پردازیم:
اُرد بزرگ : آدم های بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند
اُرد بزرگ : آزادی بدون دانایی بدست نمی آید
اُرد بزرگ : آن که همزمان پرسشهای پراکنده در حوزه های گوناگون می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی شما را تباه سازد
اُرد بزرگ : آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است
اُرد بزرگ : آن که حق نپوید ، گرفتار آمیزش ، با اهریمن است ، فرزند این آمیزش ، فتنه است و شورش
اُرد بزرگ : روانی که درد روشنگری و گسترش خرد را ندارد به سختی بیمار است
اُرد بزرگ : آن که در بیراهه قدم بر می دارد آرمان خویش را گم کرده است
اُرد بزرگ : آنان که از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .
 
بقيه در ادامه مطلب همين بخش

ابر تگ‌ها: اُرد بزرگ فرزانه شيدا