اطلاعات مطلب
26 اردیبهشت 1388

حيف كه دارند حروم مي شند ...

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

حیف که دارند حروم می شند
می رم و هی داد می زنم
تو تنهائی زندونی ام
با سختی های زندگی
با بودنت من زنده ام
سحر که پا می شم ، چه زود
روز و شبم
تموم می شند
چه اومدن ، چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.
انگاری
هر ساعت عمر
زود و زودم می رند سفر
گاهی خوب و گاهی بدند
گریه و شادی تو همند
لذت زندگی ، همین
اینجور دارند تموم می شند
چه اومدن ، چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.

از سینه’ دقیقه ها
قلبی پر از خستگی هاست
از خاطرات اون روزا
زندگی ام ، خاطره هاست
هر ، بند بند شعر من
نوشته ها تازه می شند
چه اومدن ، چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.

کاش ،
یکی پیدا بشه
خوبیها را یادم بده
تو قلب صاف و ساده ام
زندگی ها به من بگه
تو دفتر پاکی دیگه
اون بدیها پاره می شند
چه اومدن , چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.

***
مير حمزه طاهري هريكنده اي نوپا

ابر تگ‌ها: شعر حيف كه دارند حروم مي شند