اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 140
  • نويسنده: arash
  • تاريخ: 18 اسفند 1395
18 اسفند 1395

از كه آموخته ام - این چنین سوختن را

دسته بندی: ⥀عشقولانه

 
عشق تو محراب من
قبله ام چمشانت
راه و رسم این طریقت
زنده ماندن با یادت
عشق تو داد به من
حكمت بودن را
از كه آموخته ام
این چنین سوختن را
دیر زمانیست افسوس
درنگاهت مرده ام
آن نگاهت گفت به من
شیوه مردن را
من كه بودم یك عمر
هر نفس بایادت
چرا گشت قتلگاهم
قبله ام چشمانت

شعر:رضا حسین زاده(آرش)

ابر تگ‌ها: سوختن ديرزمانيست شعر

اطلاعات مطلب
18 اردیبهشت 1389

دلم تورا بهانه می کند ...

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

دلم تورا بهانه می کند ...

! به قلب خسته ام ، نگاه
تورا بهانه می کند
شکستم از درون ، دلم
هماره ناله می کند

وقتی نگاه می شوم
به خیره ، عکس در اتاق
دو دیده مست روی تو
عجب ! نظاره می کند

گهی سکوت ، می شود
به ذهن من ، چه با صفا
گهی درون ، با تبش
به غم روانه می کند

شدم اسیر و بی قرار
نشسته ام به انتظار
خیال دیدنت ، کنون
دلم جوانه می کند


به رنج و درد دوری ات
شدم به بند و من اسیر
به سوختنش در التهاب
دلم زبانه می کند

دلم ز شادی ات شکفت
شفا گرفته بی امان
به بذر و بزم عاشقی
درون خزانه می کند

غزل به یاری ام نشست
به وقت بی قراری ام
به شعر تازه ، اینچنین
تو را به نامه می کند
***
میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا

ابر تگ‌ها: دلم تو را باهانه میکند شعر شعر مازندرانی شاعر مازندرانی شاعر محلی

اطلاعات مطلب
11 اردیبهشت 1389

قصه دیار سبزم در شمال ...

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

قصه دیار سبزم ...

قصه ای می گویم ..
بس گران و افتخار
می کند همراهی ام
شعر من ، تا انتها

می نویسم ، روستا
مردمانش سخت کوش
از کشاورزش تا ...
کودکانش ، جنب و جوش

کوشش جمعیتی
باغ و شالیزار و دشت
چهره سبزینه اش
در صفایند در سکوت

گرچه دورم من کنون
غربت هستم در جنون
ذهن بیمارم ، گاه
می شمارد در درون

پیر مرد روستا
زخم دست و پرچروک
در تلاش و انتظار
تا به هنگام حصول

مهر قلب مادرم
فکر فردای من است
در فضای سینه اش
دل به من دارد هنوز

پیر شده این مادرم
موهایش شد سپید
بر من دور از وطن
چشم به راه و پر امید

خم شده پشت پدر
همت و او درتلاش
گرچه پیر و او بزرگ
سرور است و افتخار

می رسد بر گوش من
صوت قرآنش هنوز
جاودان در دفترم
خط زیبایش ، چه جور

روستا را مظهری است
هم صفا و هم تلاش
گرچه دائم کاری اند
جمله پیوندند و خوش

طاهری را قصه ای است
از دیارش در شمال
آنقدر می خواندش
تا رود در خواب ناز
***
میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا

ابر تگ‌ها: قصه دیار سبزم شعر شعر مازندرانی شاعر مازندرانی میرحمزه طاهری هریکنده شعر هریکنده شاعر محلی

اطلاعات مطلب
19 اسفند 1388

فلسفه نوروز

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

فلسفه نوروز و شعری در این خصوص
به نام خدا
صدای پای نوروز می آید
ورقی زد بر دفتر هستی و برگه ای تازه گشوده شد و آن برگه پرشده است از منظره و حکایت عید سعید باستانی و نوروز 1389 ، و آغاز می کنیم سال جدید را به امید سلامتی و سالی خوب و خوش و پربرکت به تمامی همکاران و ایرانی های محترم
***
شد بهاران هر طـرف ، گلها صـدایت می زنند
نرگس و یاس و سمن ، اینجا صدایت می زنند
سبزه هــم با بـــودن گلـــــهای زیـبا خنـده لب
بلبلان را شادی است ، حــالا صدایت می زنند
***
باز فصل بهار آمد و گلـــها آشکار شد
از هـــرطـــرفی غنچهء زیبا هـزار شد
زیبا مرغکی روی شاخـکی نوا خواند
کـین جلــــــــــوه از آن پروردگـار شد
***
میر حمزه طاهری هریکنده ای (نوپا)


ابر تگ‌ها: فلسفه نوروز شعر شاعر محلی hamze taheri

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1793
  • نويسنده: arash
  • تاريخ: 14 دی 1388
14 دی 1388

مجنون حاضر به جواب

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

مجنوني
درعبورازشهري
داد ميزد
عشاقان شهر
حس بوييدن
تن يار
عشق است يا شهوت؟
عاشقي
باز آمد و گفت
عشق
مجنون فرياد زد
پس عشق
حجمه حسي است
که شهوت نامي
عاشقي ديگر
بازآمدوگفت:
گر زهرزه ايي
زشهوت
کام گيري
باز عشق است
مجنون گفت
حجمه اش کم
گربيش باشد
آري
باز عشق است
عاشق ديگر
برآشفت و گفت
پس چه عشقي است
که بعد کام
بي درنگ
خاموش است
مجنون گفت
عمرآن عشق کم
نوع آن عشق
عشق خاموش است
عاشقي ديگر
خروشان آمدو
بانگ زد
عاشقم من اما
کامي زشهوت
تا کنون نگرفتم
مجنون گفت
اي جوان
کامت سبز
همچنان
عاشق باش
ليک
انتظارت سخت است


آرش-بندر عباس

ابر تگ‌ها: مجنون حاضر به جواب شاعر آرش حسين زاده رضا حسين زاده شعر

اطلاعات مطلب
19 خرداد 1388

امام زمان (عج)

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

*** امام زمان (عج) ***
روزی می آیی چه زیبا می شود
در زمین آنروز چه غوغا می شود

می شود هر جا پر از مهر و وفا
خسته دل آندم مداوا می شود

ظلم ها می خشکد هرجا بودنت
صلح و دوستی آنجا رویا می شود

غنچه ها وا می شوند با نوبهار
لحظه لحظه آن چه دیبا می شود

چشمه می جوشد زلال و شادمان
تشنه ات در صف هویدا می شود

صوت قرآن می رسد از هر طرف
وقت روحانی مهیا می شود

بلبلان را نیست آرام و قرار
در بهارم دل شکوفا می شود
اشک شوقت می چکد از گونه ها
قطره قطره نیکی در یا می شود

می رسند از هر طرف بس عاشقان
در نمازت صف مصلا می شود

طاهری گر عاشق است و منتظر
در کلامش شعر چه معنا می شود
***
مير حمزه طاهري هريكنده اي نوپا

ابر تگ‌ها: امام زمان شعر

اطلاعات مطلب
9 آذر 1387

حيف كه دارند حروم مي شند

دسته بندی: ⥀ شعر و متون ادبي

حیف که دارند حروم می شند
***
می رم و هی داد می زنم
تو تنهائی زندونی ام
با سختی های زندگی
با بودنت من زنده ام

سحرکه پا می شم چه زود
روز و شبم
تموم می شند
چه اومدن , چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.

انگاری هر ساعت عمر
زود و زودم می رند سفر
گاهی خوب و گاهی بدند
گریه و شادی تو همند
لذت زندگی , همین
اینجور دارند تموم می شند
چه اومدن , چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.

از سینه’ دقیقه ها
قلبی پر از خستگی هاست
از خاطرات اون روزا
زندگی ام , خاطره هاست
از , بند بند شعر من
نوشته ها تازه می شند
چه اومدن , چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.

کاشیکی پیدا بشه
خوبیها را یادم بده
تو قلب صاف و ساده ام
زندگی ها به من بگه
تو دفتر پاکی دیگه
اون بدیها پاره می شند
چه اومدن , چه رفتنی
حیف که دارند حروم می شند.
***
مير حمزه طاهري هريكنده اي(نوپا)

ابر تگ‌ها: حيف كه دارند حروم مي شند شعر مير حمزه طاهري

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1083
  • نويسنده: arash
  • تاريخ: 29 آبان 1387
29 آبان 1387

كجايي عزيزم ببيني كه تنهام...

دسته بندی: ⥀عشقولانه

یاد من باشد تنها هستم،
ماه بالای سر تنهایی است...

 

شعر تنهايي,سهراب,zavyeh.com
 

ابر تگ‌ها: تنهايي شعر عكس