اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 2769
  • نويسنده: arash
  • تاريخ: 30 شهریور 1389
30 شهریور 1389

چهل حدیث از حضرت علی(ع)

دسته بندی: ⥀دين و مذهب-مسايل وحديث

1- هركس عيب خويش ببيند به عيب ديگران نپردازد.
2- مردم را بيازماي تا نهادشان را دريابي .
3- جدال تدبير را نابود ميكند.
4- بهاي هركس به ميزان سودمندي اوست.
5- انديشه كن آنگاه سخن گوي تا ا زلغزش زبان دورباشي.
-------------- چهل حدیث از حضرت علی(ع) -------------------
6- پيش ازپيري جواني وقبل ازبيماري تندرستي را درياب.
7- بسا گفتاري كه پاسخش خاموشي است.
8- سخن مانند داروست كمش سودمند و بسيارش كشنده است.
9- صرفه جويي درخرج نيمي از زاد و توشه است.
10- بزرگترين عيب انسان آن است كه عيب جويي كني به چيزي كه نظيرش درتونيز هست.
-------------- چهل حدیث از حضرت علی(ع) -------------------
11- كسيكه درسياستش قصوري رود در رياست به چيزي شمرده نميشود.
12- بهترين گفتار آن است كه با كردار راست آيد.
13- درراهي كه تو را خوف گمراهي است پيش مرو.
14- طمعكاردربند خواري گرفتاراست.
15- ازدوستي بخيل بپرهيز چه اوآنچه را سخت بدان نيازمندي ازتو دريغ ميكند.
-------------- چهل حدیث از حضرت علی(ع) -------------------
16- با پاداش دادن نيكوكار بدكار را بيازار.
17- شادماني مؤمن دررخساراوست واندوه او دردلش.
18- سخت ترين گناهان آنست كه گناهكار آنرا سبك بشمارد.
19- ارزش هرشخص به اندازه دانش اوست.
20- عاقل كسي است كه ازتجربه پند گيرد.
-------------- چهل حدیث از حضرت علی(ع) -------------------
21- ازآنچه نميداني سخن مگوي وهنگامي كه وظيفه اي درسخن گفتن نداري لب به سخن مگشاي.
22- انسان جاهل را نميبيني مگراينكه يا افراط ميكند يا تفريط.
23- خردشمشيري برنده است.
24- آرزوهاي خوش ، ديدگان بصيرت مردمان را نابينا ميسازد.
25-  قناعت ثروتي است كه هرگزبه پايان نميرسد.
-------------- چهل حدیث از حضرت علی(ع) -------------------
26- هركه با نادان همنشيني كند آماده جنجال است.
27-  خردمندترين مردم كسي است كه بيشتردرعاقبت كارهايش بينديشد.
28- دانش ازمال بهتراست زيرا دانش نگهدار توست  و تو نگهدارمالي.
29-  مراقبت درصفا و پاكي عمل دشوارتر از خود عمل است.
30- همنشين بي خردمباش كه او خود را براي تو آرايد و دوست دارد تو را چون خود نمايد.
-------------- چهل حدیث از حضرت علی(ع) -------------------
31- چه بسا امرمشكلي كه بانرمي  و مدارا آسان  شود.
32- هرگاه كسي ازبيان آنچه كه نمي داند ساكت شود اختلاف هم ساقط مي شود.
33- ناتوانترين مردم كسي است كه از يافتن دوست عاجز باشد و از اوناتوان تركسي است كه دوست خود را ازدست بدهد.
34- هر كس پر حرف باشد مردم از او دوري مي كنند.
35- نيكي به پدر ومادر از بزرگترين واجبات است.
-------------- چهل حدیث از حضرت علی(ع) -------------------
36- هر كس غذايش كمتر باشد دردهايش نيز كمتر است.
37- پست ترين مردم كسي است كه به ديگران اهانت كند.
38- برادر ديني خود را با روي خوش ملاقات كن.
39- از آن گناهان بپرهيزيد كه در چشمتان كوچك جلوه ميكند.
40- دلبستگي به دنيا آفت نفس آدمي است.

ابر تگ‌ها: حديث حضرت علي (ع)

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1940
  • نويسنده: karkas
  • تاريخ: 27 اردیبهشت 1389
27 اردیبهشت 1389

عكس عزاداری حضرت فاطمه(س)

دسته بندی: عکسهاي ديدني

اطلاعات مطلب
24 دی 1387

منازل‌ مسير كاروان‌ امام حسين‌ از مكه‌ تا كربلا:

دسته بندی: ⥀دين و مذهب-مسايل وحديث

منزل‌ اول‌: ابطح‌
منزل‌ دوم‌: تنعيم‌
منزل‌ سوم‌: صِفاح‌
منزل‌ چهارم‌: وادي‌ العقيق‌
منزل‌ پنجم‌: وادي‌ الصّفرا
منزل‌ ششم‌: ذات‌ِ عِرق‌
منزل‌ هفتم‌: حاجِر
منزل‌ هشتم‌: فَيد
منزل‌ نهم‌: اِجفَر
منزل‌ دهم‌: خُزَيميّه‌
منزل‌ يازدهم‌: شقوق‌
منزل‌ دوازدهم‌: زرود
منزل‌ سيزدهم‌: ثعلبيه‌
منزل‌ چهاردهم‌: زباله‌
منزل‌ پانزدهم‌: القاع‌
منزل‌ شانزدهم‌: عقبه‌
منزل‌ هفدهم‌: قرعاء
منزل‌ هجدهم‌: مغيثه‌
منزل‌ نوزدهم‌: شراف‌
منزل‌ بيستم‌: ذَوحُسُم‌
منزل‌ بيست‌ و يكم‌: البيضه‌
منزل‌ بيست‌ و دوم‌: عُذيب‌ الهجانات‌
منزل‌ بيست‌ و سوم‌: قصر بني‌ مقاتل‌
منزل‌ بيست‌ و چهارم‌: نينوا
منزل‌ بيست‌ و پنجم‌: كربلا
مدينه
زمان: نيمه دوم ماه رجب سال 60 هجري
حاکم وقت مدينه (وليد بن عتيقه) پس از مرگ معاويه دستور يافت تا از امام حسين (عليه السلام) براي يزيد بيعت بگيرد. حضرت فرمود: «... يزيد فردي است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون مي‌ريزد و اشاعه‌دهنده فساد است و دستش به خون افراد بي‌گناه آلوده گرديده و شخصيتي همچون من با چنين مرد فاسدي بيعت نمي‌کند.»
وقتي مروان بن حکم بيعت با يزيد را از حضرت درخواست کرد امام حسين(عليه السلام) فرمود: اي دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنيدم که فرمود: «خلافت بر فرزندان ابوسفيان حرام است اگر معاويه را بر فراز منبر من ديديد او را بکشيد.» و امت او چنين ديدند و عمل نکردند و اينک خداوند آنان را به يزيد فاسق گرفتار کرده است.
امام حسين(عليه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجري همراه با بيشتر خاندان خويش و بعضي ياران، پس از وداع با جدش پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) از مدينه به طرف مکه حرکت کرد.
امام حسين(عليه السلام) هدف خروج از مدينه را در وصيتنامه‌اش چنين بيان مي‌کند:
«... و جز اين نيست که براي اصلاح در ميان امت جدم خارج شدم. مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علي (عليه السلام) رفتار نمايم.
کسي که به سوي خدا دعوت کند عمل نيک انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمي‌شود... اگر در نوشتن نامه‌ات خير مرا آرزو کرده‌اي، خدا پاداش تو را بدهد.

مکه
زمان: از 3 شعبان تا 8 ذي الحجه 60 هجري
امام حسين(عليه السلام) در سوم شعبان به مکه رسيد و در خانه عباس بن عبدالمطلب سکني گزيد. مردم مکه و زائران خانه خدا که از اطراف آمده بودند به ديدار حضرت شرفياب مي‌شدند.
امام حسين(عليه السلام) پس از رسيدن دوازده هزار نامه از جانب کوفيان، مسلم بي عقيل را در روز 15 رمضان به عنوان نماينده خويش به سوي کوفه فرستاد.
امام حسين(عليه السلام) طي نامه‌هايي به مردم بصره و کوفه، سزاوارترين مردم براي خلافت و امامت را اهل بيت(عليهم السلام) معرفي کرد و...
حضرت با رسيدن نامه مسلم بن عقيل مبني بر بيعت مردم کوفه با وي و از سوي ديگر براي حفظ حرمت خانه خدا - که تصميم به قتل آن حضرت، در آنجا گرفته بودند - حج را به عمره تبديل کرد و در هشتم ذي الحجه به رغم مخالفت بسياري از دوستان به سوي عراق روانه شد.
بخشي از آخرين سخنراني‌هاي حضرت در مکه:
ما اهل‌بيت به رضاي خدا راضي و خشنوديم... هر کس مي‌خواهد در راه ما جانبازي کند و خون خويش را در راه لقاي پروردگار نثار نمايد، آماده حرکت با ما باشد.

صَفّاح
زمان: چهارشنبه 9 ذي الحجه 60 هجري
امام حسين(عليه السلام) در پاسخ به مخالفين حرکت به سوي عراق، فرمود: «رسول خدا را در خواب ديدم و به امر مهمي ماموريت يافتم و بايد آن را تعقيب کنم.»
در اين منطقه فرزدق شاعر با آن حضرت ملاقات کرد و در جواب حضرت که از احوال مردم عراق جويا شده بود، گفت: دل‌هاي مردم با توست وليکن شمشيرشان با بني‌اميه است.
سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به فرزدق در اين منزلگاه:
اگر پيش‌آمدها طبق مراد باشد، خدا را بر نعمت‌هايش شکر گوييم. اگر پيش‌آمدها طبق مراد نبود آن کس که نيتش حق و تقوا بر دلش حکومت مي‌کند، از مسير صحيح خارج نشود و ضرر نخواهد کرد.

ذات عِرق
زمان: دوشنبه 14 ذي الحجه 60 هجري
در اين منزلگاه بود که عبدالله بن جعفر، همسر زينب (سلام الله عليها) امان‌نامه‌اي را از استاندار مدينه "عمروبن سعيد" که آن ايام در مکه به سر مي‌برد، گرفت و براي حضرت آورد که مضمون آن چنين بود: من تو را از ايجاد تفرقه بر حذر داشته و از هلاک شدن تو مي‌ترسم!! لذا به سوي من برگرد تا در امان من بماني!
حضرت در جواب چنين فرمود: کسي که به سوي خدا دعوت کند عمل نيک انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمي‌شود... اگر در نوشتن نامه‌ات خير مرا آرزو کرده‌اي، خدا پاداش تو را بدهد.
عبدالله پسران خويش (عون و محمد) را به خدمت در کنار حضرت و جهاد با دشمنان سفارش کرد و خود به سوي مکه بازگشت.
قسمتي از نامه امام به عمربن سعيد که در اين منزلگاه نوشت:
بهترين امان، امان خداوند است. از خداوند، ترس از او را در دنيا خواهانيم تا در قيامت به ما امان بخشد.

حاجِر
زمان: سه‌شنبه 15 ذي الحجه 60 هجري
حضرت نامه‌اي را براي تعدادي از مردم کوفه توسط "قَيس بن مُسهِر" فرستاد و چنين نوشت: «نامه مسلم بن عقيل که حاکي از اجتماع شما در کمک و طلب حق ما بود به من رسيد خداوند به خاطر نصرت و ياريتان پاداش بزرگي نصيبتان کند... هنگامي که فرستاده من "قيس" بر شما وارد شد در کارتان محکم و کوشا باشيد، من همين روزها به شما مي‌رسم.»
"قيس" را در ميان راه دستگير کردند. او به ناچار نامه امام را پاره نمود تا از مضمون آن آگاه نشوند. سپس او را به قصر دارالاماره نزد عبيدالله بردند. از او خواستند نام افرادي که به حسين (عليه السلام) نامه نوشته‌اند افشا کند و يا در برابر مردم به حسين(عليه السلام) و پدر و برادرش دشنام دهد. او بالاي قصر رفته و ضمن تمجيد از حضرت علي(عليه السلام) و فرزندانش و معرفي خويش، ابن زياد و يارانش را نفرين کرد و خبر از حرکت حضرت به سوي آنان داد و از مردم خواست دعوت امام حسين (عليه السلام) را اجابت کنند. لذا عبيدالله دستور داد او را از بالاي قصر به پايين انداختند و بدنش قطعه قطعه گرديد و اين چنين به شهادت رسيد.
از سخنان امام حسين(عليه السلام) در بين راه مکه تا کربلا:
«فَاِنّي لا اَرَي المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَياةَ مَع الظّالِمينَ اِلاّ بَرَماً»؛ من مرگ را جز سعادت نمي‌بينم و زندگي با ستمگران را جز ننگ نمي‌دانم.

خُزَيمِيّه
زمان: جمعه 18 ذي الحجه 60 هجري
امام و همراهان يک روز و يک شب در اين منزلگاه توقف کردند، عده‌اي پيوستن «زهير بن قين» به حسين (عليه السلام) را در اين منزلگاه گفته‌اند.
امام حسين(عليه السلام) خطاب به زينب کبري(عليهاالسلام) در اين منزلگاه مي‌فرمايد:
خواهرم! آنچه اراده مشيّت خدا بدان تعلق گرفته، همان خواهد شد.

زَرُود
زمان: دوشنبه 21 ذي الحجه 60 هجري
«زهير بن قين» که داراي عقيده عثماني بود، در آن سال مراسم حج را بجاي آورده و به کوفه باز مي‌گشت. ناخوشايندترين چيز نزد او فرود آمدن در يک محل با حسين (عليه السلام) بود. هر دو در اين منزلگاه به ناچار فرود آمدند. در حالي که زهير با همراهانش مشغول غذا خوردن بود، حضرت از طريق نماينده‌اي، "زهير" را به خيمه‌اش دعوت کرد، اما او تأملي کرد. همسرش به او گفت: «سبحان الله پسر رسول خدا ترا مي‌خواند و تو اجابت نمي‌کني!»
زهير با اکراه به سوي حضرت رفت. اما هنگام مراجعت از خيمه آن حضرت، آثار خوشحالي از چهره‌اش نمايان شد و به همراهان گفت: «من به حسين(عليه السلام) ملحق خواهم شد، هر کس ميل دارد در ياري فرزند پيامبر شرکت کند، با ما بيايد و هر کس با ما نيست با او وداع مي‌کنم.» لذا همسرش نيز او را رها نکرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهير، همراه کاروان حسيني بود.
امام حسين(عليه السلام) بعد از شهادت زهير فرمود:
اي زهير! خدا تو را از لطف و رحمت خويش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزينه و خوک لعنت نمايد.

ثَعلَبيّه
زمان: سه‌شنبه 22 ذي الحجه 60 هجري
امام شبانه وارد اين منزلگاه شد و خبر شهادت "مسلم بن عقيل" و هاني بن عروه را به وي دادند.
پس از آن حضرت فرمودند: «اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلَيهِ راجِعون»؛ همه از خدائيم و به سوي او باز مي‌گرديم، پس از اينها زندگي سودي ندارد. آنگاه اشک به صورتش جاري شد و همراهان نيز گريه کردند.
نوشته‌اند: امام حسين(عليه السلام) با يارانش اتمام حجت کرد. اما گروهي که به طمع مال و مقام دنيا با امام آمده بودند، پس از اين خبر، از حضرت جدا شدند.
سخن امام حسين(عليه السلام) با مردي از اهل کوفه در اين منزلگاه:
به خدا سوگند که اگر تو را در مدينه ملاقات مي‌کردم، اثر جبرئيل را در خانه ما، و نزول او براي وحي به جدم را، به تو نشان مي‌دادم. اي برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند...

زُباله
زمان: چهارشنبه 23 ذي الحجه 60 هجري
حضرت حسين(عليه السلام) در اين منزلگاه چنين فرمودند: شيعيان کوفه ما را بي يار و ياور گذاشته‌اند. هر کس از شما بخواهد، مي‌تواند بازگردد و از سوي ما حقي بر گردنش نيست.
امام حسين(عليه السلام) در جواب مردي که از آيه «يَومَ نَدعوا کُلَّ اُناسٍ بَأِمامِهِم» پرسيده بود، فرمود:
پيشوايي، مردم را به راه راست دعوت کرد و گروهي اجابت کردند، و پيشوايي، مردم را به گمراهي دعوت کرد و گروهي اجابت کردند. گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ خواهند بود.

بَطنُ العَقَبه

زمان: جمعه 25 ذي الحجه 60 هجري
از سخنان امام حسين(عليه السلام) در اين منزلگاه:
بني‌اميه مرا رها نکنند تا جان مرا بگيرند. هرگاه چنين کنند، خدا بر آنان کساني مسلط خواهد کرد که آنها را ذليل و خوار خواهد ساخت.

شَراف (و ذُو حُسَم)
زمان: شنبه 26 ذي الحجه 60 هجري
حضرت در منزلگاه شراف دستور دادند که آب فراوان برداشته و صبحگاهان حرکت کنند. در ميان راه و هنگام ظهر به لشکري برخوردند و امام حسين(عليه السلام) با سرعت و قبل از دشمن در منزل «ذُوحَسَم» مستقر شد. آنگاه امام(عليه السلام) فرمان داد تا لشکر دشمن و نيز اسبان آنان را سيراب کنند.
لشکر امام(عليه السلام) و لشکر دشمن به فرماندهي حُر، نماز ظهر و عصر را به امامت حضرت خواندند.
امام سپاه حُر را چنين خطاب فرمود: «... ما اهل بيت سزاوارتر به ولايت و حکومت بر شما هستيم از مدعياني که بر اساس عدالت رفتار نمي‌کنند و در حق شما ستم روا مي‌دارند. اي مردم! من به سوي شما نيامدم مگر آن که دعوتم کرديد. پس اگر از آمدنم ناخشنوديد، بازگردم.»
تا حضرت خواست برگردد، حُر مانع گشت. حضرت فرمود: «مادرت به عزايت بنشيند! چه مي‌خواهي؟ حُر گفت: مأمورم که تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم. حال اگر نمي‌پذيري، حداقل راهي را انتخاب کن که نه به کوفه باشد و نه به مدينه.
از سخنان حضرت در اين منزلگاه:
مگر نمي‌بينيد که به حق عمل نمي‌شود و از باطل پرهيز نمي‌شود. در اين حال سزاوار است که مؤمن، لقاي پروردگار را طلب کند.

بَيَضه
زمان: يکشنبه 27 ذي الحجه 60 هجري
لشکر امام حسين و حر که به موازات و نزديک همديگر حرکت مي‌کردند در اين محل فرود آمدند.
حضرت در اين منزلگاه لشکريان حرّ را مخاطب قرار داده، چنين فرمود: «بني‌اميه به فرمان شيطان از اطاعت خدا سرپيچي نموده و فساد کردند. حدود خدا را اجرا نکرده و بيت المال را منحصر به خود ساختند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کردند.... شما به من نامه‌ها نوشتيد و گفتيد که با من بيعت کرده‌ايد، حال اگر به بيعت خويش با من پايبند بمانيد کار عاقلانه‌اي کرده‌ايد که من فرزند دخت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اسوه‌اي براي شما هستم. اگر بيعتتان را بشکنيد، سوگند به جانم! که از شما هم بعيد نيست، چرا که با پدرم علي(عليه السلام) و برادرم حسن و پسر عمويم مسلم پيمان‌شکني کرديد. بدانيد اگر چنين کنيد سعادت خودتان را از دست داده‌ايد.
از سخنان حضرت در اين منزلگاه:
اي مردم! رسول خدا فرمود: هر کس سلطان ستمگر، پيمان‌شکن، حلال کننده حرامها و مخالف با سنت رسول خدا را ببيند و در برابر او برنخيزد، جايگاهش با او در جهنم است.

عُذَيبُ الهِجانات
زمان: دوشنبه 28 ذي الحجه 60 هجري
چند تن از اهل کوفه با حضرت ملاقات کرده و اوضاع شهر را چنين توصيف کردند: «به اشراف کوفه رشوه‌هاي گزاف داده‌اند و اينک يک دل و يک زبان با تو دشمني مي‌ورزند و ساير مردم دلشان با توست. اما فردا شمشيرهايشان به روي تو کشيده مي‌شود.»
امام در اين باره آيه‌اي را تلاوت فرمودند که:
از ميان مؤمنان مرداني هستند بر سر پيمان خود با خدا ايستادگي کرده و به عهد خويش وفا کردند و به شهادت رسيدند و برخي در انتظار شهادت‌اند....

قصر بني مُقاتِل
زمان: چهارشنبه اول محرم 61 الحرام هجري
كاروان حسین علیه السلام همچنان به راه خویش می رود تا منزلگاه « قصر بنی مقاتل » (بیست و سومین منزل تا کربلا) و تا سرزمین طف هنوز یک منزل پیش روی اوست.
اینجا یك بار دیگر شب را فرود آمده اند تا در ساعات آخر شب باز مشك ها را پر آب كنند و رحل بردارند.
«عقبه بن سمعان» گوید: هنوز از قصر بنی مقاتل چندان فاصله نگرفته بودیم كه آوای استرجاع امام در گوش شب پیچید: انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین... و چند بار تكرار شد. كلام « استرجاع » نشانه ی آن است كه قائل را امری عظیم پیش آمده است. مگر امام را چه پیش آمده بود؟
حضرت علی اكبر خود را شتابان به موكب امام رساند تا علت این امر را دریابد. امام فرمود:‌«هم اكنون خواب لحظه ای مرا در ربود وسواری بر من ظاهر شد كه می‌گفت: این قوم می‌روند و مرگ نیز با آنان همراهی می‌كند. دانستم این خبر مرگ ماست كه می دهند.» علی اكبر پرسید: «خدا بد نیاورد، مگر ما بر حق نیستیم؟» و امام فرمود: «آری، والله كه ما جز به راه حق نمی رویم.» علی اكبر گفت: «اگر اینچنین است، چه باك از مردن در راه حق؟‌» و آن همه این سخن درجان امام شیرین نشست كه فرمود: «خداوند تو را از فرزندی جزایی عطا كند كه هیچ فرزندی را از جانب پدر عطا نكرده باشد.» چون كاروان عشق در كشاكش آن بیراهه‌ای كه به سوی كوفه می‌پیمودند به نینوا رسید، سواری را دیدند كه از افق كوفه می‌آید... بر اسبی اصیل، با كمانی بر شانه. او « مالك بن نسر كِندی» بود كه از كوفه می‌آمد. و چون نزدیك شد، حُر و یارانش را سلام گفت و امام را اعتنایی نكرد. نامه‌ای از ابن زیاد برای حُر آورده بود كه: «اما بعد، هر جا كه این نامه به تو رسید كار را برحسین سخت و تنگ كن و مگذار فرود آید جز در زمینی بی آب و علف... و بدان كه این فرستاده من مأمور است كه از تو جدا نشود و همواره نگران باشد تا این امر را به انجام برسانی.» « یزید بن زیاد بن مهاجر كِندی» كه یكی از اصحاب عاشورایی امام بود و خود را پیش از حُر به كاروان عشق رسانده بود، به فرستاده ابن زیاد گفت: « ثكلتك امك... مادرت بر تو بگرید، به چه كار آمده ای؟» جواب داد: «به كاری كه اطاعت از پیشوایم باشد و عمل بر پیمان بیعتی كه با او بسته ام.» یزید بن مهاجر كِندی گفت: «عصیان آفریدگارت كرده‌ای و اطاعت از امامت، اما در طریق هلاكت خویش ننگ و جهنم خریده‌ای كه امام پلید تو مصداق این كلام الهی است كه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّار» (قصص/41) «او تو را به سوی آتش می‌برد.» آنجا سرزمین خشك و بی‌آب و علفی بود در نزدیكی نینوا، اما كربلا هم نبود؛ اگر چه كربلا را نیز « عشق» كربلا كرد. حُر بن یزید از امام خواست كه در همان جا فرود آیند. امام گفت: ما را بگذار كه در یكی از قریه‌های نزدیك فرود آییم، ‌نینوا،‌ غاصریه و یا شفیه. حُر كه هنوز « حُر» نگشته بود، گفت: « نه، نمی توانم؛ این مرد را به مراقبت من گماشته‌اند.» زهیر بن قین گفت: «ای فرزند رسول الله، جنگ با اینان سهل تر از جنگ با كسانی است كه ازاین پس به مقابله ما می آیند.» و حسین فرمود: «من نیستم آن كه جنگ را آغاز كند.»
قافله عشق به سرمنزل جاودان خویش نزدیك می شود... واین عاقبت كار عشق است. موكب امام به هر سوی كه می‌رفت، به سوی دیگرش سوق می‌دادند تا روز پنجشبه دوم محرم سال شصت و یكم هجری به كربلا رسید. (1)
گروهي از اهل کوفه در اين منزلگاه خيمه زده بودند، حضرت از آنها پرسيد: آيا به ياري من مي‌آييد؟ بعضي گفتند دل ما رضايت به مرگ نمي‌دهد و بعضي گفتند: ما زنان و فرزندان زيادي داريم، مال بسياري از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت اين جنگ نداريم، لذا از ياري تو معذوريم.
حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند.
امام حسين (عليه السلام) در اين منزل به عبيدالله جعفي چنين فرمود:
پس اگر ما را ياري نمي‌کني خداي را بپرهيز و از اين که جزو کساني باشي که با ما مي‌جنگند. سوگند به خدا اگر کسي فرياد ما را بشنود و ما را ياري نکند، او را به رو در آتش مي‌افکند.

نينوا (و کربلا)
زمان: پنج‌شنبه دوم محرم الحرام 61 هجري
نينوا جايي است که حرّ دستور يافت حضرت را در بياباني بي آب و علف و بي دو و قلعه فرود آورد. امام براي اقامت در محل مناسب‌تري، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزميني رسيد. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام کربلا را شنيد، پس گريست و فرمود: پياده شويد، اينجا محل ريختن خون ما و محل قبور ماست، و همين جا قبور ما زيارت خواهد شد، و جدم رسول خدا چنين وعده داد.
عبيدالله بن زياد نامه‌اي بدين مضمون براي حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسيد. من از جانب يزيد بن معاويه مأمورم سر بر بالين ننهم تا تو را بکشم و يا به حکم من و حکم يزيد بن معاويه باز آيي! والسلام. امام(عليه السلام) فرمود: اين نامه را جوابي نيست! زيرا بر عبيدالله عذاب الهي لازم و ثابت است.
امام حسين (عليه السلام) چون نامه ابن زياد را خواند، فرمود:
«لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق؛ رستگار نشوند آن گروهي که خشنودي مردم را با غضب پروردگار خريدند. (خشنودي مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)
تعداد نظامياني که لباس و سلاح جنگي و حقوق از حکومت غاصب بني‌اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته‌اند.

کربلا
زمان: جمعه سوم محرم الحرام 61 هجري
عمر بن سعد با لشکري چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد.
سخن امام حسين (عليه السلام) هنگام ورود به کربلا:
«اَلنّاسُ عُبيدُ الدُّنيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلي اَلسِنَتِهِم يَحوُطُونَهُ ما...؛ مردم، بندگان دنيا هستند و دين آنها جز سخن زبانشان نيست. تا آنگاه کا زندگيشان بچرخد، دنبال دين مي‌روند. و هرگاه بناي امتحان و آزمايش پيش آيد، دينداري بسيار اندک مي‌شود.

کربلا
زمان: شنبه چهارم محرم الحرام 61 هجري
عبيدالله بن زياد در مسجد مردم را چنين خطاب کرد: «اي مردم! خاندان ابوسفيان را آزموديد و آنها را چنان که مي‌‌خواستيد يافتيد!! و يزيد را مي‌شناسيد که داراي رفتار و روشي نيکوست که به زير دستان احسان مي‌کند و بخشش‌هاي او بجاست! اکنون يزيد دستور داده تا بين شما پولي را تقسيم نمايم و شما را به جنگ با دشمنش حسين بفرستم.»
شمر بن ذي الجوشن با چهار هزار جنگجو
يزيد بن رکاب با دو هزار جنگجو
حصين بن نمير با چهار هزار جنگجو
مضاير بن رهيه با سه هزار جنگجو
نصر بن حرشه با دو هزار جنگجو براي جنگ با امام حسين (عليه السلام) اعلام آمادگي کرده و حرکت به سوي کربلا را آغاز کردند.
امام (عليه السلام) در پاسخ «قيس بن اشعث» که سفارش به بيعت با يزيد مي‌کرد، فرمود:
نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمي‌گذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمي‌کنم.

کربلا
زمان: يکشنبه پنجم محرم الحرام 61 هجري
نيروهاي پراکنده در سطح شهر کوفه کم‌کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد مي‌پيوندند.
عبيدالله عده‌اي را مأموريت داد تا در مسير به سوي کربلا بايستند و از حرکت کساني که به قصد ياري امام حسين(عليه السلام) از کوفه خارج مي‌شوند، جلوگيري کنند.
چون گروهي از مردم مي‌دانستند جنگ با امام حسين(عليه السلام) در حکم جنگ با خدا و پيامبر است در اثناي راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار مي‌کردند.
از سخنان امام حسين(عليه السلام) با لشکر دشمن:
هيهات ما به ذلت تن نخواهيم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز براي ما ذلت را نپسنديدند، دامن‌هاي پاکي که ما را پروريده، و سرهاي پر شور و مردان غيرتمند هرگز طاعت فرومايگان را بر کشته شدن مردانه ترجيح ندهند.

کربلا
زمان: دوشنبه ششم محرم الحرام 61 هجري
عمر بن سعد نامه‌اي را از عبيدالله دريافت مي‌دارد که مضمون آن چنين است: من از لشکر سواره و پياده چيزي را از تو فرو گذار نکردم، و توجه داشته باش که مأموراني برگزيده‌ام كه هر روز وضعيت را به من گزارش کنند.
حبيب بن مظاهر از حضرت اجازه مي‌گيرد تا نزد طايفه‌اي از بني اسد - که در آن نزديکي‌ها زندگي مي‌کردند - رفته و آنان را به ياري فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبيب نزد آنها رفت و گفت: «امروز از من فرمان بريد و به ياري حسين بشتابيد تا شرف دنيا و آخرت از آنِ شما باشد.» تعداد90 نفر بپا خواستند و حرکت کردند، اما در ميان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبيب به نزد حضرت رسيد و جريان را تعريف نمود. امام گفت:«لا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ.»
نامه امام حسين(عليه السلام) از کربلا به برادرش محمد بن حنفيّه و بني‌هاشم:
... مثل اين که دنيا اصلاً وجود نداشته(اينگونه دنيا بي ارزش و نابود شدني است) و آخرت هميشگي و دائم بوده و هست.
حضرت "زهير بن قيس" را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه‌ها نزديک مي‌شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي‌فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با اين گروه باشم.»

کربلا
زمان: سه‌شنبه هفتم محرم الحرام 61 هجري
تعداد نظامياني که لباس و سلاح جنگي و حقوق از حکومت غاصب بني‌اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته‌اند.
عمر بن سعد نامه‌اي بدين مضمون از عبيدالله دريافت کرد که: سپاهيان خود را بين امام حسين (عليه‌السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله بينداز به طوري که حتي قطره‌اي آب به امام(عليه السلام) نرسد، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداري شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شريعه فرات مستقر کرد. يکي از آنها فرياد زد يا حسين! به خدا سوگند که قطره‌اي از اين آب را نخواهي آشاميد تا از عطش جان دهي!
حضرت فرمود: «خدايا! او را از تشنگي هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حميد بن مسلم مي‌گويد به چشم خود ديدم که نفرين امام حسين (عليه السلام) تحقق يافت.
امام حسين (عليه السلام) سپاه دشمن را اين چنين نفرين کرد:
بار خدايا! باران آسمان را از اينان دريغ کن، و بر ايشان تنگي و قحطي(همچون سال‌هاي قحطي يوسف در مصر) پديد آور، و آن غلام ثقي(حجاج بن يوسف) را بر ايشان بگمار تا جام زهر به ايشان بچشاند زيرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بيت و شيعيان مرا از اينان بگيرد.

کربلا
زمان: چهارشنبه هشتم محرم الحرام 61 هجري
هر لحظه تب عطش در خيمه‌ها افزون مي‌شد، امام حسين(عليه السلام) برادرش عباس را به همراه عده‌اي، شبانه حرکت داد. آنها با يک برنامه حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشک‌ها را پر از آب کردند و به خيمه‌ها برگشتند.
ملاقات امام حسين(عليه السلام) با عمر بن سعد:
حضرت فرمود: «اي پسر سعد! آيا با من مقاتله مي‌کني و از خدا هراسي نداري؟» ابن سعد گفت: «اگر از اين گروه جدا شوم خانه‌ام را خراب و اموالم را از من مي‌گيرند و من بر حال افراد خانواده‌ام از خشم ابن زياد بيمناکم.»
حضرت فرمود: «تو را چه مي‌شود؟ خدا جان تو را به زودي در بستر بگيرد و تو را در روز قيامت نيامرزد... گمان مي‌کني که به حکومت ري و گرگان خواهي رسيد؟ به خدا چنين نيست و به آرزويت نخواهي رسيد.»
سخن امام حسين (عليه السلام) با يارانش:
اي بزرگ زادگان! صبر پيشه کنيد که مرگ جر پلي نيست که شما را از سختي و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمت‌هاي هميشگي آن مي‌رساند.

کربلا
زمان: پنج‌شنبه نهم محرم الحرام 61 هجري
شمر خود را به خيام امام حسين(عليه السلام) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس و ديگر فرزندان ام‌البنين، مي‌گويد: «براي شما از عبيدالله امان‌نامه گرفتم» آنها متفقاً گفتند: «خدا تو را و امان‌نامه تو را لعنت کند، ما امان داشته باشيم و پسر دختر پيامبر امان نداشته باشد؟»
امام حسين(عليه السلام) توسط حضرت عباس از دشمن يک شب را براي نماز، راز و نياز با خدا و تلاوت قرآن مهلت مي‌گيرد.
حفر خندق در اطراف خيام براي مقابله با شبيخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطي دشمن با خيام از سه طرف - که فقط از يک قسمت ارتباط برقرار باشد – و ياران امام در آنجا مستقر بودند. اين تدبير امام (عليه السلام) براي اصحاب بسيار سودمند بود، گروهي از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام (عليه‌السلام) مي‌پيوندند.
سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به دشمن:
واي بر شما! چه زياني مي‌بريد اگر صداي مرا بشنويد؟! من شما را به يک راه راست مي‌خوانم، اما شما از همه فرامين من سر باز مي‌زنيد، چرا که شکم‌هاي شما از مال حرام پر شده و بر دل‌هاي شما مُهر شقاوت زده شده است.

کربلا
زمان: جمعه دهم محرم الحرام61 هجري
امام حسين(عليه السلام) با يارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنين سخن گفت: «... خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکيبايي را پيشه خود سازيد.»
حضرت «زهير بن قيس» را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه‌ها نزديک مي‌شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي‌فرمود: «دوست ندارم که آغازگر جنگ با اين گروه باشم.»
عمر بن سعد تير را بر کمان نهاده و به سوي ياران امام انداخت و گفت: گواه باشيد که اول کسي بودم که به سوي لشکر حسين تير انداختم!
سپس سپاهيان عمر بن سعد تير بر کمان نهاده و از هر طرف ياران امام حسين(عليه السلام) را نشانه رفتند. امام(عليه السلام) فرمود: «ياران من! بپاخيزيد و به سوي مرگ (شهادت) بشتابيد، خدا شما را بيامرزد.»
در حمله اول چهار تن شهيد شدند و سپس ياران باقي مانده هر کدام به نوبت به تنهايي به ميدان رزم شتافته و به شهادت مي‌رسيدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بني‌هاشم رسيد و آنها نيز شربت شهادت را نوشيدند.
امام حسين(عليه السلام) که يکه و تنها مانده بود، نگاهي به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا مي‌کرد. حضرت براي وداع آخر به سوي خيمه‌ها آمد، آنگاه در حالي که شمشيرش را از غلاف بيرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نماياني کرد. دشمن از هر طرف وي را محاصره نمود، ناگاه تيري سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالي که يکصد و چند نشانه تير و نيزه بر پيکرش بود، نقش بر زمين گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلي پيوست. اما شيون زنان، کودکان و حتي فرشتگان الهي بلند شد.
«و سَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا اَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ» (2)

ابر تگ‌ها: امام السلام حضرت خدا اين حسينعليه منزل‌ ابطح‌ تنعيم‌ صِفاح‌ وادي‌ العقيق‌ حسين وادي‌ الصّفرا ذات‌ِ عِرق‌ حاجِر اِجفَر فَيد سوي کربلا منزلگاه

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 1801
  • نويسنده: ahmad
  • تاريخ: 23 دی 1387
23 دی 1387

شخصیت حضرت حسین در نظر خلفاء راشدین و صحابه کرام

دسته بندی: ⥀دين و مذهب-مسايل وحديث

شخصیت حضرت حسین در نظر خلفاء راشدین و صحابه کرام
حضرتات خلفاء راشدین (جناب ابوبکر صدیق، جناب عمر فاروق جناب عثمان ذی النورین، جناب علی المرتضی رضی الله عنهم) و سایر یاران رسول اکرم صلی الله علیه و سلم، که محبتها و عنایات حضرت رسول خدا را نسبت به حضرت حسین شخصا شخصا به چشم خود دیده بودند و ارشادات عالیه پیامبر گرامی صلی الله علیه و سلم را در حق وی شنیده بودند، در تمام مدت عمر نسبت به وی و برادرش حضرت حسن محبت فراوان داشتند.
و او را از جان دل دوست داشتند و در توفیر و احترام و قدر دانی وی کمال عنایت را ملحوظ داشتند. چنانکه علامه ابن کثیر دمشقی مرقوم می فرماید: (ثم کان الصدیق یجله و یعظمه و کذلک عمر و عثمان) حضرت صدیق اکبر، اکرام و تعظیمش را بجای می آورد و همچنین حضرت عمر و حضرت عثمان).
(و قد کان الصدیق یجله و یعظمه و یکرمه و یحبه و یتفداه) و ابوبکر صدیق مراتب تعظیم و اجلال و اکرام را در مورد وی رعایت نموده او را دوست می داشت و خود را فدایش می کرد.
1ـ عقبه بن حارث می گوید: روزی ابوبکر صدیق و حضرت علی بعد از نماز عصر براه افتادند در این مسیر حضرت حسن را دیدند که با بچه ها بازی می کرد، حضرت ابوبکر صدیق نزدیک وی رفته او را بر روی دوش خود برداشت و با لحن محبت فرمود: (بابی شبیه بالنبی صلی الله علیه و سلم (بخاری)) پدرم قربانت باد، تو با رسول صلی الله علیه و سلم مشابهت داری.
2ـ حضرت عمر فاروق زمانی که در دور خلافتش حقوق ماهیانه صحابه را بر حسب مراتب آنان مقرر فرمود حقوق ماهیانه حضرت حسن و حضرت حسین را با حقوق صحابه بدری که از تمام اصحاب در رتبه افضل هستند مساوی قرار داد و در داد و دهش همانند پدر بزرگوارشان حضرت علی آنان را مورد توجه خاص قرار می داد .
3ـ همچنین حضرت عثمان نسبت به آنان محبت بی شمار داشت و آنان نیز با وی دوستی کامل داشتند، در سال بیست و شش هجری حضرت عثمان، عبد الله بن ابی سرح را برای فتح آفریقا مأموریت داد، وی فتوحات را در آفریقا ادامه داد در این اثناء به کمک های نیروی انسانی نیاز پیدا شد، مراتب را به اطلاع جانشین بر حق رسول، حضرت عثمان رسانید.
حضرت عثمان برای کمک افواج اسللامی نیرو فرستاد. در این نیروی کمکی حضرت حسین و برادر بزرگش حضرت حسن با جمعی از جوانان صحابه همراه بودند.
در سال سی هجری حضرت عثمان سعید بن عاص را برای فتح طبرستان و گرگان مأموریت داد در لشکر وی حضرت حسن و حضرت حسین نیز شامل بودند.
{تاریخ ابن اثیر ج 3 ص 34 ـ ابن اثیر ج 8 ص 154}

ابر تگ‌ها: شخصیت حضرت حسین نظر خلفاء راشدین صحابه کرام

اطلاعات مطلب
16 دی 1387

معرفی یاران حضرت امام حسين (ع)

دسته بندی: ⥀دين و مذهب-مسايل وحديث

حبیب بن مظاهر
حبیب‌بن‌مظاهر از صحابه پیامبراکرم (ص) و از خواص اصحاب امیرالمومنان (ع) به شمار می‌رفت . او جایگاه خاصی نزد حضرت ابی عبدا... داشت و بدین دلیل آن حضرت در روز عاشورا هنگام آراستن صفوف لشکر ، حبیب را در طرف چپ اصحاب خود گماشت. او سخت به نبرد با دشمن پرداخت تا اینکه شخصی از بنی‌تمیم به نام بَدیل‌بن‌صدیم ، بر آن جناب حمله کرد و شمشیر بر سر مبارکش زد . در این زمان شخصی دیگر از بنی تمیم ، با نیزه بر آن بزرگوار زد و او را به زمین افکند . حبیب خواست برخیزد که حصین بن تمیم سر مبارکش را از تن جدا کرد و او به فیض والای شهادت رسید .

انس بن حارث کاهلی
انس از بزرگان صحابه است که رسول خدا (ص) را درک کرده و حدیث آن حضرت را شنیده است . انس در روز عاشورا و در حالی که پیر مردی کهنسال بود از امام حسین (ع) اجازه میدان گرفت و عازم جهاد شد و پس از رجز خوانی به دشمن حمله کرد و هجده نفر را به خاک هلاکت انداخت و آن گاه خود شهید شد . نام او در زیارت ناحیه انس بن حارث وارد شده است : «السلام علی انس بن‌کاهل الاسدی »

حرّ بن یزید ریاحی
حرّ ریاحی از بزرگان ، اشراف و از شخصیت‌های برجسته کوفه بود . به همین سبب عبید ا... بن زیاد او را به فرماندهی هزار نفر جنگجو منصوب ساخت تا مانع ورود امام حسین (ع) به کوفه شوند . حرّ پس از آنکه رحمت الهی شامل حالش شد و به سپاه امام حسین (ع) پیوست ، همانند شیری غضبناک بر دشمن حمله کرد . مدتی بدین نحو جنگید تا اینکه جماعتی از لشکر عمر سعد بر او حمله آوردند و شهیدش کردند . وقتی امام حسین (ع) به نزد او آمد در مرثیه‌اش این ابیات را خواند : « چه مرد نیکی بود حرّ از دودمان ریاح ، چه مرد نیکی بود حرّ به هنگام بارش نیزه‌ها ، چه مرد نیکی بود که حسین را خواند و به او پیوست و جان خودش را در طبق اخلاص گذاشت . »

بُکلمه غیرمجاز بن حرّ بن یزید ریاحی
بکلمه غیرمجاز فرزند حرّ بن یزید ریاحی همراه با پدرش بر قوم ستمگر حمله کردند و با آنها جهاد نمودند .آن جوان سعادتمند پس از اجازه نبرد از امام حسین (ع) وارد کار زار شد و پس از مبارزه‌ای جانانه ، به درجه شهادت نایل آمد .

زُهیر بن قین
زهیر ، مردی شریف ، شجاع ، دلاور ، نامدار ، بزرگ مرد و اهل کوفه بود . به دلیل سلحشوری و شجاعت وی حضرت امام حسین‌(ع) در روز عاشورا به هنگام آراستن صفوف ، زهیر بن قین را بر جناح راست لشکر گماشت . زهیر قبل از ظهر عاشورا از امام اجازه جهاد گرفته و عازم میدان شده و به همراه حرّ به لشکر دشمن حمله کردند و با شجاعت و رشادت به جنگ پرداختند . در این نبرد حرّ به شهادت رسید ولی زهیر دوباره خدمت امام رسید و همراه با سعید حنفی در برابر حضرت سیدالشهدا ایستادند و خود را هدف تیر و نیزه‌ها قرار دادند تا حضرت به همراه اصحاب ، نماز خویش را خواندند . پس از نماز که زهیر برای بار دوم عازم میدان جنگ شد پس از ساعتی مبارزه دلیرانه و به هلاکت رساندن عده‌ای از دشمنان به دست کثیر بن عبدا... شعبی و مهاجر بن اوس تمیمی به شهادت رسید

ابر تگ‌ها: حرّ امام حضرت حسین شهادت دشمن لشکر عاشورا معرفی یاران

اطلاعات مطلب
4 آذر 1387

400پند پیرامون سبک زندگی از امام علی(ع)

دسته بندی: ⥀دين و مذهب-مسايل وحديث

400پند پیرامون سبک زندگی از امام علی(ع(
-------------- پندهاي حضرت علي (ع)-------------------
۱- خون گرفتن بدن را سالم و عقل را محکم میکند.
۲-عطر به شارب( محاسن ) زدن از اخلاق پیامبر است و احترامی برای نویسندگان اعمال است.
۳-مسواک موجب خشنودی خداست سنت پیغمبر (ص) است و دهان را خوشبو میکند.
۴-روغن زدن پوست را نرم و قوای دماغی را زیاد میکند مجاری عرق را باز میکند خشکی را برطرف مینماید و رنگ را روشن میکند.
۵- شستن سر چرک را میبرد و گردو خاک را پاک میکند.
۶- آب در دهان گرداندن و شستن بینی سنت است و دهان و بینی را پاک میکند.
۷-انفیه سر را سالم و بدن را نظیف مینماید تنقیه بدن است همه دردهای سر را رفع میکند.
۸- نوره نشاط آور و تمیز کننده تن است.
۹-کفش نیکو نگهدار بدن است و کمک وضو و نماز است.
۱۰- ناخن گرفتن درد بزرگ را جلو میگیرد و روزی را زیاد میکند.
۱۱- برطرف کردن موی زیر بغل بوی بد را رفع میکند و پاک کننده است و سنتی است که پیغمبرپاک (ص) دستور داده.
۱۲-شستن دستها پیش از غذا و بعد از آن روزی را فراوان کند مانع چربی لباس است و دیده را روشنی بخشد.
۱۳-شب زنده داری ( یعنی اواخر شب را ) موجب سلامتی بدن و خشنودی خدا است در معرض رحمت خدا در آمدن و عمل به سنت و اخلاق پیغمبران است.
۱۴- سیب معده را شستشو دهد و نظیف کند.
۱۵-کندر جویدن دندانها را محکم و بلغم را رفع کند و بوی دهان را برطرف کند.
۱۶- نشستن در مسجد پس از طلوع فجر تا طلوع آفتاب از مسافرت در زمین در طلب روزی موثر تر است.
۱۷-به قلب ضعیف را تقویت میکند معده را پاکیزه و قوت قلب را زیاد میکند ترسو را پر دل و فرزند را زیبا نماید.
۱۸-خوردن بیست و یک دانه مویز سرخ هر روز ناشتا هر مرضی را غیر از مرگ جلوگیری کند.
۱۹- مستحب است مسلمان شب اول ماه رمضان با عیال خود همبستر شود چون خدا فرموده :رفث با زنها در شب روزه برای شما حلال شد . و رفث کنایه از جماع است.
۲۰- انگشتر غیر نقره بدست نکنید که پیغمبر (ص) فرمود دستی که انگشتر آهن دارد پاک نمی شود.
۲۱- انگشتری که نام خدای عزوجل بر آن نقش است هنگام تطهیر از دست چپ در آورید.
۲۲-چون کسی در آیینه نگاه کند بگوید: الحمد الله الذی خلقنی فاحسن خلقی و صورنی و زان منی ماشان من غیری و اکرمنی بالاسلام یعنی شکر خدایی را که مرا آفریده و خلقتم را نیکو کرد صورت بندی کرد و صورتم را زیبا قرار داد قیافه مرا از عیوب و زشتیهای قیافه دیگرا سالم داشت و مرا به آیین اسلام کرامت داد.
۲۳- برای ملاقات برادر مسلمان خود را بیارایید چنانکه برای ملاقات بیگانگانی میارائید که میخواهید شما را به بهترین قیافه ببینند.
۲۴- روزه سه روز از هر ماه پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر و چهار شنبه وسط و روزه ماه شعبان وسواس سینه و اضطراب قلب را از بین میبرد.
۲۵- طهارت گرفتن با آب سرد بواسیر را قطع میکند.
۲۶- شستن لباس غم و قصه را زایل کند و شرط نماز است.
۲۷- موی سفید را سیاه نکنید که نور مسلمان است.
۲۸- هرکه مویش در اسلام سفید شود روز قیامت نورانی است.
۲۹- مسلمان نباید جنب بخوابد.
۳۰- باید وقت خواب طاهر باشید اگر آب پیدا نکرد بزمین تیمم کند که روح وی بجانب پروردگار پرواز میکند خدا آنرا میپذیرد و برکت میدهد اگر مرگش رسیده باشد او را در گنجهای رحمت خود قرار دهد و اگر عمرش باقی باشد با فرشتگان امین آنرا به بدن برگرداند.
۳۱- مومن رو به قبله آب دهان نیندازد اگر سهوا انداخت استغفار کند.
۳۲- محل سجده را نباید فوت کرد.
۳۳- در خوراک و آب نباید دمید.
۳۴-در بازوبند نباید فوت کرد.
۳۵- تکیه به عصا نخوابید.
۳۶- از پشت بام در هوا بول نکنید.
۳۷- در آب جاری بول نکنید اگر کردید و آسیبی دیدید دیگری را ملامت نکنید چه آب و چه هوا ساکن دارد.
۳۸-کسی به رو نخوابد اگر دیدید کسی چنین خوابیده بیدارش کنید نگذارید به این حال بماند.
۳۹- با کسالت و چرت به نماز نیاستید.
۴۰- در نماز بفکر خود نباشید که بنده در آنحال برابر خدای عزوجل ایستاده و سهم او از نماز مقداری است که حضور قلب دارد.
۴۱- ریزه های غذا که از سفره می ریزد بخورید که هرکس به قصد شفا بخورد باذن خدا از هر دردی شفا مییابد.
۴۲- پس از غذا انگشتان خود را بلیسید که خداوند به شما برکت دهد.
۴۳- لباس پنبه بپوشید که لباس پیغمبر (ص) است رسول الله جامه مویین یا پشمین نمی پوشید مگر در حال ضرورت و میفرمود : خدا جمیل است زیبایی و جمال را می پسندد دوست دارد آثار نعمتش در بندگان دیده شود.
۴۴- با خویشاوندان پیوند کنید ولو با یک سلام خدا میفرماید: از آنخدایی که بنام وی از یکدیگر تقاضا میکنید و از (بریدن) از خویشاوندان بترسید که خدا مراقب شماست.
۴۵- روز را با نقل سرگذشت و شرح جریانهای گذشته نگذارانید که ما و شما نگهبانانی داریم. (که اعمال را ضبط میکنند)
۴۶- همه جا خدا را یاد کنید که همیشه با شماست.
۴۷- بر محمد و آلش صلوات بفرستید که هرگاه پیامبر و آلش را یاد کنید و در حق آنها دعا نمایید و حقوق آنجناب را رعایت کنید خدا دعایتان را مستجاب فرماید.
۴۸- غذا را بگذارید سرد شود هر وقت غذای گرم نزد پیغمبر می آوردند میفرمود : بگذارید سرد و قابل خوردن شود خدا نخواسته ما حرارت آتش را بچشیم برکت در غذای سرد است.
۴۹- بطرف بالا و رو به باد بول نکنید.
۵۰-معارف دینی سودمند به کودکان بیاموزید مبادا طائفه ((مرجئه )) در تفسیر عقیده آنها خلاف است بعضی میگویند : قائل بجبراند. عقیده خود را بر آنها تحمیل کنند.

-------------- پندهاي حضرت علي (ع)-------------------
۵۱- زبان خود را نگه دارید.
۵۲- به یکدیگر سلام کنید تا غنیمت یابید.
۵۳- امانت را به صاحبش بسپارید ولو از کشنده اولاد پیامبران باشد
۵۴- هنگام ورود به بازار و موقع سرگرمی مردم (به کسب و کار) زیاد خدا را یاد کنید که موجب کفاره گناهان و زیادی حسنات است و نامتان در غافلان ثبت نمیشود.
۵۵- سزاوار نیست کسی درماه مبارک رمضان سفر کند چون خدا میفرماید هرکه در ماه رمضان در وطن بود باید روزه بگیرد.
۵۶- شراب خوردن و مسح کشیدن روی کفش تقیه بردار نیست.
۵۷- مبادا در حق ما غلو (گزافگوئی ) کنید ما رابنده خدا بدانید و هرچه خواهید در فضیلتمان بگویید.
۵۸- هرکه ما را دوست دارد مثل ما عمل کند و از پرهیزگاری استمداد جوید که بهترین مددکار در امر دنیا و آخرت تقوی است.
۵۹-با کسانی که عیب ما کنند ننشینید در حضور دشمنان ستایش ما را نکنید و محبت خود را ظاهر نسازید تا درنظر پادشاهانتان خوار نشوید.
۶۰- از راستی دست نکشید که مایه نجات است
۶۱- در آنچه نزد خدا است رغبت کنید.
۶۲- به دنبال طاعت روید.
۶۳-و رنج آنرا تحمل کنید
۶۴- چه زشت است مومن رسوا وارد بهشت شود.
۶۵- روز قیامت ما را بتکلف و رنج گناهانتان دچار نکیند یعنی گناه چندان نباشد که شفاعتش میسر نشود عبارت احتمال معنای دیگر هم دارد ) روز قیامت خود را در برابر دشمنان رسوا نکنید شما که دعوی دارید ما نزد خدا رتبه و مقام داریم با آلودگی به این دنیای بی مقدار خود را دروغگو معرفی نکنید.
۶۶- دستورهای خدا را رها نکنید که بین شما و خوشی (دائم) و دیدار محبوب فاصله ای نیست جز اینکه پیغمبر(ص) حاضر شود و شما را از وضع آینده آگاه کند و بشارت از جانب بیاید و دیده ها روشن گردد و عاشق دیدار حق شوید(یعنی فاصله غیر از مرگ نیست)و البته آنچه نزد خدا است بهتر و پایدار تراست.
۶۷- دستورهای خدا را رها نکنید که بین شما و خوشی دائم و دیدار محبوب فاصله ای نیست جز اینکه پیغمبر حاضر شود و شما را از وضع آینده آگاه کند و بشارت از جانب خدا بیاید و دیده ها روشن گرددو عاشق دیدار حق شوید ( یعنی فاصله غیر از مرگ نیست) و البته آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است.
۶۸- ضعیفان را تحقیر نکنید هر که مومنی را حقیر شمارد خدا او را با آن مومن در بهشت جمع نکند (یعنی او را به بهشت نبرد) مگر اینکه توبه کند.
۶۹- اگر مومنی حاجت برادرش را فهمید او را وادار به اظهار نکند ( پیش از اظهار حاجتش را روا کند) به یکدیگر کمک و مهربانی و بخشش کنید. به سان منافقان نباشید که میگویند ولی عمل نمی کنند.
۷۰-ازدواج کنید که سنت پیغمبر (ص) است آنجناب مکرر میفرمود هرکه خواهد از سنت من متابعت کند ازدواج نماید که از جمله سنتهای من است.
۷۱- و در طلب فرزند باشید که من فردا به کثرت جمعیت شما بر سایر امتها افتخار کنم شیر زناکار و دیوانه به فرزندانتان ندهید که شیر موجب سرایت است.
۷۲- از گوشت پرندگان که سنگدان و خارپشت پا و چینه دان ندارند اجتناب کنید.
۷۳- از خوردن گوشت درندگان نیشدار و پرندگان چنگال دار پرهیز کنید.
۷۴-سپرز( دمبلان گوسفند ) نخورید که خون را فاسد میکند.
۷۵- سیاه نپوشید که لباس فرعون است.
۷۶- از غده های گوشت اجتناب کنید که رگ خوره را تحریک میکند.
۷۷- در دین قیاس نکنید که بسیاری از احکام دینی قیاسی نیست جمعیت هایی بیایند که قیاس را به کار برند اینان دشمن دین اند اول کسی که قیاس کرد شیطان بود.
۷۸- کفشهای هموار نپوشید که کفش فرعون است او اول کسی بود که اینگونه کفش پوشید
۷۹- با میخواران مخالفت کنید.
۸۰- خرما بخورید که شفای هر دردی است
۸۱- از گفتار پیغمبر (ص)پیروی کنید که فرمود : هرکه یک در سوال بر روی خود بگشاید خدا یک دراز فقر برویش باز کند
۸۲- زیاد استغفار کنید که موجب وسعت رزق است
۸۳- هر چه بتوانید عمل خیر جلو فرستید که فردا می یابید
۸۴- از مجادله بپرهیزید که تولید شک میکند.
۸۵- هرکه به خدا حاجتی دارد در سه وقت بخواهد : یکی در روز جمعه و هنگام ظهر یکی موقع وزیدن باد و باز شدن درهای آسمان و فرود آمدن رحمت و آواز دادن پرندگان سوم آخر شب نزدیک طلوع فجر که دو فرشته صدا میزنند آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را قبول کنند ؟ آیا سائلی هست که خواسته اش را بدهند ؟ آیا آمرزش خواهی هست که او را بیامرزند ؟ آیا حاجتمندی هست که حاجتش را روا کنند ؟ منادی خدا را جواب دهید.
۸۶- بین سپیده دم و طلوع خورشید به دنبال روزی روید که از گذشتن روی زمین در تحصیل معاش موثرتر است این ساعتی است که خدا رزق بندگان را قسمت میکند.
۸۷ . همیشه منتظر فرج و گشایش باشید هیچگاه از رحمت خدا نا امید نشوید که هیچ عملی را خدا مانند انتظار فرج دوست ندارد.
۸۸- بعد از نماز صبح بر خدا توکل کنید که این وقت بر آمدن حاجتها است.
۸۹- با شمشیر به جانب حرم (مکه) نروید.
۹۰- در نماز شمشیر پیش رو نگذارید که قبله امن است.
۹۱- هنگام مسافرت مکه به زیارت پیغمبر (ص) روید که دستور خدا است و ترکش جفا و ناسپاسی است.
۹۲ . به زیارت قبر هایی که خدا رعایت حقش را لازم کرده بروید و آنجا طلب روزی کنید.
۹۳- گناه کم را کوچک نشمارید که کم کم زیاد میشود.
۹۴- سجده را طول دهید که هیچ عملی برای شیطان از این سخت تر نیست که ببیند پسر آدم در سجده است چه او مامور به سجده شد و نافرمانی کرد و این دستور را اطاعت میکند و رستگار میشود.
۹۵- مرگ و موقع خروج از قبر و ایستادن برابر خدا را بسیار یاد کنید تا مصیبتها بر شما آسان شود.
۹۶- اگر به درد چشم مبتلا شدید آیه الکرسی بخوانید و به خود تلقین کنید که خوب شدم انشاء الله بهبودی پیدا می کنید.
۹۷- از گناه اجتناب کنید که هر گرفتاری و تنگی رزق در اثر گناه است حتی خراش بدن و زمین خوردن و مصیبت خدا فرموده : ((هر مصیبتی به شما رسد نتیجه کردار خود شما است و بسیاری را هم خدا می بخشد)).
۹۸- بر سر سفره غذا نام خدا ببرید و طغیان نکنید که نعمت و روزی خدا است میخورید.
۹۹- با نعمت خوش رفتاری کنید که نعمت از دست می رود و هر عملی به آن کرده باشید شهادت میدهد.
۱۰۰- هر که به رزق کم قانع شود خدا هم به عمل اندک او راضی میشود.
 -------------- پندهاي حضرت علي (ع)-------------------
۱۰۱- از تقصیر بپرهیزید که روزی حسرت میخورید که حسرت فایده ندارد.
۱۰۲ . در میدان جنگ رو به دشمن کمتر سخن گوئید و بسیار یاد خدا کنید و پشت به دشمن نکنید که موجب غضب خدا هست.
۱۰۳- اگر در میدان دیدید یکی از برادرانتان مجروح شده یا عقب نشینی کرده یا دشمن در او طمع بسته با جان خود در حفظ او بکوشید.
۱۰۴- هرچه بتوانید کار خیر کنید که از مرگ بد جلوگیری میکند .
۱۰۵- هرکه میخواهد بداند مقامش نزد خدا چگونه است به بیند مقام خدا هنگام گناه در نظر او چگونه است؟ اگر خدا در نظرش عظمت دارد و گناه را به احترام فرمان او ترک میکند او هم نزد خدا مقامی دارد.
۱۰۶- هیچکس چیزی با برکت تر از گوسفند برای عائله اش در منزل تهیه نکرده هرکه یک گوسفند در خانه داشته باشد روزی یک مرتبه ملائکه برایش تقدیس و تسبیح میکنند و هرکه دو تا داشته باشد دو مرتبه و هرکه سه تا داشته باشد سه مرتبه میگویند مبارک باشد.
۱۰۷ . هرگاه مسلمانی ضعیف شد گوشت و شیر بخورد که خدا در آنها قوت نهاده .
۱۰۸- برای سفر حج لوازم سفر را قبلا تهیه کنید خداوند میفرماید : اگر خیال حرکت داشتند وسائلی تهیه کرده بودند . ( این دستور برای این است که گاهی آماده نبودن موجب ترک حج میشود).
۱۰۹- در آفتاب پشت به خورشید بنشینید که خورشید هر درد خفته ای را بیدار میکند.
۱۱۰- در سفر حج به خانه خدا زیاد بنگرید که خدا آنجا صدو بیست رحمت دارد شصت تا برای طواف کنندگان چهل تا برای نماز گزاران بیست تا برای نگاه کنندگان.
۱۱۱- میان در خانه و حجر الاسود به گناهانی که در نظر دارید اقرار کنید هر کس آنجا گناهانش را بشمارد و اقرار کند و از خدا آمرزش خواهد بر خدا حق است که او را بیامرزد.
۱۱۲- پیش از آمدن بلا دعا کنید.
۱۱۳- پنج وقت درهای آسمان باز است : وقت آمدن باران هنگام جنگ موقع اذان در حال قرائت قرآن ظهر و سپیده دم .
۱۱۴- کسی که میت را غسل میدهد باید بعد از کفن کردن او غسل کند.
۱۱۵ . کفن را با عود معطر نکنید جز کافور عطری به مردگان نزنید که میت مثل حاجی در احرام است.
۱۱۶ . به بستگانتان سفارش کنید با لای سر مرده سخنان مناسب گویند . زنان بنی هاشم پس از مرگ پیغمبر ص به همدردی حضرت زهرا س آمدند ( و به شمردن فضائل پیغمبر ص و گریه زاری پرداختند ) حضرت فرمود : شماره را رها کنید و به دعا پردازید.
۱۱۷ . به زیارت مردگان بروید که به دیدار شما خرسند میشوند و سر قبر پدر و مادر اول در حق آنها دعا کنید و بعد حاجت خود را (از خدا ) بخواهید.
۱۱۸- مسلمان آینه مسلمان است اگر لغزشی از مسلمانی دیدید بضد او قیام نکنید به نفعش کار کنید با رفاقت و مدارا ارشاد و نصیحتش کنید از اختلاف بپرهیزید که موجب پراکندگی است راست گویید تا مقرب شوید و اجر ببرید.
۱۱۹- هرکه با حیوان سواری سفر کند در وقت پیاده شدن اول با آب و علف حیوان بپردازید.
۱۲۰- در صورت حیوان نزنید چه به شکر خدا تسبیح میگوید .
۱۲۱- هرکس در مسافرت گم شد یا جانش در مخاطره افتاد فریاد زند یا صالح اغثنی : ای صالح بفریادم برس. در برادران جنی شما شخصی به نام صالح است که برای رضای خدا به منظور نجات شما روی زمین گردش میکند چون صدا را بشنود اجابت کند گمشده را راهنمایی کند و حیوانش را نکه دارد.
۱۲۲- هرکه از شیر بترسد جانش یا گوسفندش در خطر افتد دایره ای دور خود رسم کند و بگوید : ای خدای دانیال و چاه و خدای هر شیر درنده مرا و گوسفندم را حفظ کن.
۱۲۳- هرکه از عقرب بترسد این آیه ها را بخواند : سلام علی نوح فی العالمین انا کذلک نجزی المحسنین انه من عبادنا المومنین.
۱۲۴- هرکه از غرق شدن بترسد بگوید : بسم الله مجریها و مرساها ان ربی لغفور رحیم بسم الله الملک القوی و ما قدروا الله حق قدر ه و الارض جمیعا قبضته یوم القیمته و السماوات مطویات بیمینه سبحانه و تعالی عما یشرکون.
۱۲۵- روز هفتم برای نوزادان قربانی کنید و هم وزن موی سرشان نقره صدقه دهید پیغمبر ص در میلاد حسن و حسین (ع) و سایر فرزندانش چنین کرد.
۱۲۶- وقتی چیزی به سائل دادی بگویید برای شما دعا کند دعای او در حق شما مستجاب است اما در حق خودش اثری ندارد چون غالبا دروغ میگوید.
۱۲۷- بعد از احسان به فقیر دست خود را ببوسید که صدقه را پیش از آنکه بدست سائل برسد خدا میگیرد چنانکه در قرآن است مگر نمیدانید آن خدا است که توبه بندگان را میپذیرد و صدقات را میگیرد.
۱۲۸- شب صدقه دهید صدقه شبانه غضب خدا را خاموش میکند.
۱۲۹- گفتارتان را جزء اعمالتان حساب کنید تا در غیر کارهای خیر کمتر سخن گویید.
۱۳۰- از آنچه خدا روزی شما کرده انفاق کنید که انفاق کننده مثل مجاهد در راه خداست هرکه بداند خدا عوض میدهد سخاوت مندانه میبخشد.
۱۳۱- هرکه اول یقین داشت بعد شک کرد به یقین سابق عمل کند شک یقین را نمیشکند.
۱۳۲-شهادت ناحق ندهید.
۱۳۳-بر سر سفره ای که در آن شراب میخورند ننشینید کسی نمیداند کی خدا او را میگیرد ( شاید در همان مجلس عذاب یا مرگ فرا رسد )
۱۳۴- بر سر سفره مثل غلامان بنشینید چهار زانو نزنید که خدا اینگونه نشستن و این نشیننده را خوش ندارد.
۱۳۵- پیغمبران پس از نماز عشاء شام میخوردند.
۱۳۶- بدون شام نخوابید که بدن ویران میشود.
۱۳۷-تب پیش در آمد مرگ و زندان خدا در زمین است خدا هر بنده ای را بخواهد باین زندان می افکند اما تب گناه را میریزد چنانکه کرک از گرده شتر میریزد.
۱۳۸- هر دردی از داخل بدن است بجز زخم و تب که ( از خارج ) به بدن میرسد .
۱۳۹- سوزش تب را با بنفشه و آب خنک فرو نشانید که حرارت تب گوئیا از نفس جهنم است.
۱۴۰- تا مرض بر صحت غلبه نکند نباید مسلمان درمان کند.
۱۴۱- دعا قضا و قدرمحکم را برگرداند آنرا سپرخود قرار دهید.
۱۴۲- وضو بعد از طهارت ده حسنه دارد خود را طاهر کنید.
۱۴۳- از تنبلی بر حذر باشید که تنبل حق خدا را ادا نمیکند.
۱۴۴- بوی ناراحت کننده بدن را با آب برطرف کنید.
۱۴۵- همیشه خود را وارثی کنید ( کثیف نباشید)خدا بنده کثیفی را که موجب آزار همنشین است دشمن دارد.
۱۴۶- در نماز با ریش خود بازی نکنید و به کاری که شما را مشغول کند نپردازید.
۱۴۷- پیش از آنکه به کار دیگرسر گرم شوید به عمل خیر بپردازید.
۱۴۸- مومن جانش از وی در عذاب است و مردم از او در آسایش.
۱۴۹- گفتارتان ذکر خدا باشد.
۱۵۰- از گناه بترسید که مانع روزی میشود.

-------------- پندهاي حضرت علي (ع)-------------------
۱۵۱- بیماران را با صدقه درمان کنید.
۱۵۲- اموال را با زکات بیمه کنید.
۱۵۳-نماز مایه تقرب پرهیزگاران است.
۱۵۴-حج جهاد مردم ناتوان است.
۱۵۵- جهاد زن خوب شوهرداری کردن است.
۱۵۶- فقر بزرگترین مرگ است.
۱۵۷- کمی

ابر تگ‌ها: پند حضرت علي امام

اطلاعات مطلب
28 آبان 1387

14نکته پیرامون عظمت ولایت و شخصیت وجودی حضرت علی علیه السلام

دسته بندی: ⥀دين و مذهب-مسايل وحديث

1. ولایت حضرت علی علیه السلام راز سجود ملائکه بر آدم
در حدیث آمده است که امام معصوم علیه السلام فرمودند: خداوند متعال به آدم فرمود: ای آدم البته به عنوان عظمت تو فرشتگان را دستور دادم تا در برابرت سجده کنند بخاطر آنکه در ذات و سرشت تو نور ولایت جای دارد.
2. ولایت حضرت علیه السلام راز رسالت انبیاء بود
ابی بصیر می گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: ولایت ما همان ولایت خدا است ولایتی که هیچ پیامبری جزء با آن مبعوث نگشته است و خداوند متعال آنرا بر آسمانها، زمین، کوهها و دستها عرضه داشته است.
3. ولایت حضرت علی علیه السلام پایه و اساس دین اسلام
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علی لکل شیء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل بیت
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خطاب به حضرت علی علیه السلام فرمودند: برای هرچیزی پایه ای است و پایه اساس اسلام حب و دوستی نسبت به ما اهل بیت علیه السلام است.
4. ولایت امام علی علیه السلام معیار و میزان اعمال
ابو حمزه ثمالی می گوبد: امام سجاد علیه السلام از ما پرسید برترین مکان کجاست؟ گفتم خدا و رسول او داناترند. امام علیه السلام فرمود: برترین مکان ما بین رکن و مقام ابراهیم علیه السلام است و اگر کسی به اندازه عمر نوح زندگی می کند و تمام روزها را روزه دار و شبها را به نماز باشد در آن مکان و اگر بدون ولایت ما از دنیا برود هیچ گونه عبادت وی را سود و نفع نبخشد.
5. ولایت حضرت علی علیه السلام اولین سؤال در قیامت است
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: بنده خدا در قیامت قدم از قدم بر نمی دارد جز :
1. از عمر او سؤال می شود که چگونه و در چه راهی آنرا استفاده کردهای.
2. از جوانی او می پرسند که در چه راهی آنرا سپری کرده ای.
3. از ثروت او از چه راهی بدست آورده ای و در چه راهی آنرا خرج کرده ای.
4. از محبت و دوستی ولایت ما خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله سوال می شود.
6. ولایت آنحضرت علی علیه السلام زینت دنیا و آخرت
امام صادق علیه السلام فرمود: سه چیز مایه افتخار و برتری انسان مومن نیز زینت دنیا و آخرت او است.
1. نماز شب
2. مأیوس بودن از این و آن
3. پذیرفتن ولایت و رهبری آل محمد صلی الله علیه و آله
7. ولایت حضرت علی علیه السلام در معراج
ابن مسعود صحابی معروف پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می گوید:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: هنگامی که در آسمان سیر در معراج می کردم یکی از فرشتگان به نزد من آمد و گفت یا رسول الله صلی الله علیه و آله پرسش خویش را از پیامبران قبلی از شما مبعوث گشته اند در میان گذار! و من گفتم: ای گروه مردم و پیامبران گذشته به چه چیزی خداوند شما را مبعوث ساخته است! پاسخ دادند، به ولایت تو ای محمد صلی الله علیه و آله، ولایت علی علیه السلام
8. ولایت حضرت علی علیه السلام نشانه طهارت باطن
امام باقر علیه السلام فرمود: از میان عرب و عجم انسانهای اصیل و با شرافت و هرکسی که به گونه ای صحیح متولد گردد ما را دوست می دارند و البته آنانکه حلال زاده نیستند با ما خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله دشمن اند.
9. ولایت حضرت علی علیه السلام باعث عروج اعمال
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه: «الیه یصعد الکلم الطیب» فرمود: ولایت ما اهل بیت مایه عروج عمل است و سپس به سینه خود اشاره کرد و فرمود: کسی که ما را دوست ندارد. عمل او (به پیشگاه خدا) عروج نمی کند.
10. ولایت حضرت علی علیه السلام جواز عبور از صراط
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برای عبور از هر جائی، جوازی لازم است و جواز گذشتن از صراط ، محبت و عشق به علی ابن ابیطالب است.
11. ولایت حضرت علی علیه السلام علامت بندگی کامل
جابر می گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: البته کسی خدا را شناخت و عبادت و بندگی کرد که خدا و امام خود را از طریق اهل بیت علیه السلام شناخته باشد. و کسی که امام خود را نشناخته و غیر از او را اطاعت کرده است.
12. ولایت حضرت علی علیه السلام و بهشت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: به محبت و عشق به ما اهل بیت علیه السلام روی بیاورید زیرا کسی که خدا را با چنین خصلتی ملاقات کند داخل بهشت گردد و از شفاعت ما برخوردار شود به خدائی که جانم در دست او است جز با معرفت به حق ما عملی سودمند نخواهد بود.
13. ولایت حضرت علی علیه السلام باعث هدایت
در حدیث آمده است که امام معصوم علیه السلام می فرماید: همانا مردم مأمورند به دیدار این بیت سنگی (کعبه) بشتابند و برگرد آن طواف کنند تا آن از ولایت ما آگاهی یابند و گفتار خداوند که فرمود کسی که توبه کند و به عمل صالح بپردازد او را می بخشم و او هدایت شده است.
14. ولایت حضرت علی علیه السلام عامل غفران و آمرزش الهی است
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الا من مات علی حب ال محمد مات مغفوراً له. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که با حب و دوستی به ال محمد بمیرد مورد آمرزش و غفران الهی قرار گیرد

ابر تگ‌ها: علیه السلام ولایت است علی الله صلی آله حضرت خدا فرمود امام پیامبر کسی بیت اهل محمد